محمد تقي جعفري
8
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
بيولوژيكى و در ماشين غير بيولوژيكى است . . . » ( 1 ) ملاحظه مىشود كه پديدهء مشترك ميان مغز آدمى و ماشين ، شكلى از فراگيرى ونگه دارى ، ساختن وپرداختن اخبار مىباشد ، با اين كه ماهيت ساختمان ونحوهء كار ومنابع انرژى آن دو با يكديگر قابل مقايسه نمىباشند . به عبارت ديگر مغز آدمى در حيطهء تخصص زيست شناسان و ماشين در تخصص مهندسين وفيزيكدانان برقرار خواهد بود ، به اضافه اين كه هيچ شاهد ودليلى در دست نيست كه شناسايى موجوديت روانى انسان را بتوان با بيولوژى وفيزيولوژى انجام داد چه رسد به اين كه شناسايى ومقايسهء انسان با ماشين ، براى حل معماى روان يا فعاليتهاى كيفى مغز امكان پذير باشد - اين مسائل در پيش چشم مقايسه كنندگان مغز آدمى با ماشين مطرح است . 1 - آيا روزى فرا خواهد رسيد كه ماشين به حقيقت وفعاليتهاى جزئى وكلى خويش آگاهى داشته باشد ؟ 2 - آيا اين احتمال در چه حد است كه زمانى خواهد رسيد كه ماشين در كار خود هدف گيرى خواهد كرد ؟ 3 - آيا دو ماشين در عظمت ودقت محصول و كار خود به رقابت با يكديگر برخواهند خواست ؟ 4 - آيا ماشين روزى به حب ذات به معناى فلسفى آن خواهد رسيد ؟ 5 - آيا ماشين لجاجت هم خواهد كرد ؟ 6 - آيا ماشين مجهولى را از پشت پردهء واحدهاى معلوم بيرون كشيده مانند مغز آدمى به اكتشافات نائل خواهد گشت ؟ 7 - آيا ماشين توليد مثل خواهد كرد ؟ 8 - آيا ماشين در فعاليت خود به سر چند راه رسيده و با دريافت اختيار وامكان انتخاب يكى از آنها را در خود احساس خواهد نمود ؟
--> ( 1 ) سيبرنيتيك وحافظه . .